مدیریت و بهرهوری
این پرسشی بود که توسط چند تن از خوانندگان مطرح شد و اکنون فرصتی پیدا شده که به آن بپردازیم...
علت اصلی این است که مغز ما بهگونهای تکامل پیدا کرده که برای رویدادهای منفی اهمیت بسیار بیشتری نسبت به موارد مثبت قائل است! ممکن است به نظرتان عجیب و غیرمنطقی بیاید، اما منشا بسیاری از رفتارهای ما در گذشتههای بسیار دور است.
چند هزار سال به عقب برویم: در آن زمان اگر حوادث بد را فراموش میکردیم، میتوانست به قیمت جانمان تمام شود. برای مثال اگر از مسیری عبور میکردیم و یک خرس به ما حمله میکرد، بسیار مهم بود که آن محل را به خاطر بسپاریم تا دفعه بعد از آنجا عبور نکرده و تبدیل به ناهار خرس نشویم!
به همین خاطر عملکرد مغز ما بهگونهای است که خاطرات بد را به کاملترین شکل ذخیره میکند و حتی امور مرتبط را هم به آن متصل میکند. احتمالا این ضربالمثل مشهور را شنیدهاید که میگوید «مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسد.» چیزی که به آن «single-event learning» میگویند.
اما این نحوه تکامل، در دوران فعلی برایمان دردسرساز است: به خاطر یک تجربه بد در محل کار یا پروژهمان ترجیح میدهیم دیگر آن را ادامه ندهیم؛ یک بار غذایی میخوریم که بد پخته شده و دیگر نمیتوانیم آن نوع غذا را بخوریم؛ و حتی بسیاری از ترسهایمان (فوبیا) به خاطر یک تجربه تلخ است.
اما اگر از وجود این سازوکار در مغزمان «آگاه» باشیم، میدانیم که این فقط یک ترفند قدیمی ذهن برای افزایش احتمال بقایمان است. در نتیجه با «تمرین» و «تکرار مواجهه» میتوانیم بهتدریج بر احساسات منفی ایجاد شده غلبه کنیم.
دکتر علیاصغر هنرمند
۰۴ بهمن ۱۴۰۱